یه سر و هزار سودا
با سلام خدمت تمام دوستان خوبم. راستش این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود. از یک طرف رساله دکترای خودم که حسابی وضعش خرابه. از طرف دیگه کلاسهای دانشگاه و سر و کله زدن با دانشجوهام. نصف عمرمم که توی اتوبوس میگذره. یه پام تهرونه. یه پام کرجه. یه پام اصفهانه و یه پام کاشان. اینجوری پیش بره احتمالا باید یه سفری به شمال کشور هم بزنم. امروز هم که جاتون خالی از صبح بازدید علمی رفته بودیم. خلاصه کلام اینکه التماس دعا داریم.
ان شاء الله به زودی زود سرم خلوت می شه و در قالبی نو و جدید خدمتتون هستم. در پناه حق
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط هدی
|

|