ماه رمضان و خوابگاه
اين روزها داريم ماه پر بركت رمضان رو پشت سر ميگذاريم. ماهي كه خدا درهاي رحمتش رو به روي همه ما باز كرده. ماهي كه خيلي عزيزه و بهترين زمان براي استغفار كردنه. بخصوص شبهاي قدرش.
راستي ماه رمضونهاي خوابگاه يه صفاي ديگه اي داره. هر چند كه من امسال از هفت روز هفته فقط ۳ روزشو خوابگاهم. ولي اين سه روز هم براي خودش صفايي داره. صفهاي طولاني سحري و افطار كه ديگه جاي خود داره. سحرها براي اينكه تو صف سحري معطل نشيم. بايد ساعت ۳ شال و كلاه كنيم و افطار هم كه نگو. بايد ۴۵ دقيقه به اذان تو صف باشيم. و گرنه بايد يه نيم ساعت بعد از اذان كه خلوته غذا بگيريم. بازم جاي شكرش باقيه كه سلف كنار خوابگاهه.
از همه جالب تر سالن تلويزيون خوابگاهه كه براي اينكه يه صندلي خالي براي نشستن و تماشا كردن تلويزيون داشته باشي، بايد نيم ساعت به شروع سريالها اونجا سبد بذاري. سبدهايي مثل كتاب، ليوان، چادر، ظرف غدا و خلاصه هزار تا چيز ديگه اي كه به ذهن جنم نميرسه.
ولي با همه اين مشكلات براي تماشا كردن تلويزيون، با هم ديدن سريالها براي خودش عالمي داره. چرا كه هر كسي از يه طرف سالن درباره هر ديالوگي يه چيزي ميگه و اونوقته كه انفجار خنده سالن رو ميگيره. راستي زندگي خوابگاهي براي خودش يه عالمي داره. اونم چه عالمي.
+
نوشته شده در سه شنبه 3 مهر1386ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط هدی
|

|